کمدی سیاه، بخشی از ژانر طنز است که بیشتر بر روی موضوعات جدی و تابو دست میگذارد و آنها را به سخره میگیرد. در این ژانر همیشه با موضوعاتی مثل مرگ، نژادپرستی، جنسیتزدگی، تمایلات جنسی، خودکشی، فقر، جنگ یا از این دست مفاهیم شوخی میشود. همین باعث شده این داستانها از طرف محافظهکاران دائماً موردانتقاد قرار بگیرند و به افراطگری و توهین متهم شوند.
دانش روانشناسی، خنده و شوخی را واکنشی به واقعیت و رنجهای زندگی میداند و معتقد است انسان با این مکانیسم، از آسیبها و تروماها خود را در امان نگه میدارد. با همین ایده بود که در دوران مدرن ژانر کمدی، مخصوصاً کمدی سیاه، جدیتر گرفته شد؛ حالا مخاطبان آنها را، نه صرفاً برای خنده، که بهعنوان آثاری که واجد معانی عمیق و بینشی فلسفی هستند میخوانند. ولادیمیر نابوکوف، لوئی فردنیان سلین و جوزف هلر از معروفترین نویسندگانی بودند که در آثارشان از عناصر کمدی سیاه خیلی استفاده میکردند.
کتابهای «سلاخخانه شماره پنج» کورت ونهگات، «مرگ قسطی» سلین و «باشگاه مشتزنی» چاک پالانیک رمانهای معروفی هستند که عموماً در این ژانر دستهبندی میشوند.
کمدی سیاه گونهای از طنز به شمار میرود که نهتنها نگاهی انتقادی به جریانهای هدف دارد که این انتقاد را با تلخی و گزندگی بیان میکند. کتاب های ژانر کمدی سیاه اغلب خواننده را در پی خنده به اندوهی درونی و درنتیجه به تعقل وامیدارند. کمدی سیاه بهگونهای است که خواننده در مواجهه با موقعیتهایی دردناک و عذابآور احساساتی چون رنج، ترس، اندوه و یا حتی پوچی و نیستی را نیز تجربه میکند. ازجمله دیگر ویژگیهای طنز سیاه میتوان به بهرهگیری از تضاد، اغراق، مسخ و استحاله و انحراف از موضوع اشاره کرد.
چند نمونه از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- غریبهای در قصر، مارک تواین
- یک اتفاق مسخره، فئودور داستایوفسکی
- اتحادیه ابلهان، جان کندی تول


