ژانر کلاسیک را نمیتوان یک ژانر مستقل محسوب کرد و گفت کتابی در ژانر کلاسیک قرار دارد. به نظر میآید در دستهبندی کتابها مثل رمان و شعر و کمیک و… میتوان گونهی کلاسیک را در نظر گرفت. برای مثال در ژانر رمانهای عاشقانه یا ماجراجویانه میتوان کتابهای کلاسیک را متمایز کرد. رمانهای خواهران برونته مثل «جین ایر» و «بلندیهای بادگیر» یا «زنان کوچک» نوشتهی لوییزا می الکات یا «سه تفنگدار» نوشتهی الکساندر دوما در دستهی رمانهای کلاسیک قرار دارند که هم حدود صد سال پیش نوشته شدند و هم فضای رمانها مربوط به قرون گذشته است. یا نمونهی دیگر کتابهای ژول ورن هستند که در دستهی علمیتخیلی کلاسیک محسوب میشوند.
برخی از خوانندگان شیفتهی خواندن کتابهای کلاسیک هستند. آنها دوست دارند موضوع موردعلاقهشان را در گذشته بجویند و ببینند نویسندههای قدیمی دراینباره چه نوشتهاند. این خوانندهها عاشق نوستالژی هستند. شاید آرزو میکنند صد یا دویست سال پیش زندگی میکردند. به همین دلیل کتابهای قدیمی را به کتابهای اکنون ترجیح میدهند.
این کتابها مهمترین کتابهای بازهی زمانی مشخصی در تاریخ به حساب میآیند. عمدهی کتابهای این ژانر در مدارس تدریس میشوند.
چند نمونه از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- قمار باز، نوشتهی داستایوفسکی
- گتسبی بزرگ، نوشتهی اسکات فیتزجرالد
- ۱۹۸۴، نوشتهی جورج اورول


