استانهای علمی تخیلی معمولاً در آینده اتفاق میافتند و مفاهیمی مثل سفر در زمان، تکنولوژی و علم فوق پیشرفته، جهانهای موازی، اکتشافات فضایی و از این قبیل درونمایههای اصلی آن را شکل میدهند. آیزاک آسیموف، نویسندهی بزرگ رمانهای علمی تخیلی، این ژانر را واکنش انسان در برابر تغییرات فناوری و علم میدانست. منتقدین معتقدند ژانر علمی تخیلی محصول دوران روشنگری و علمباوری است. یعنی برای پیداکردن ردپای این ژانر باید به حدود قرن هفدهم بازگشت.
گفته میشود داستان کوتاه «میکرومگاس» اثر ولتر اولین کتاب مهم علمی تخیلی تاریخ است؛ داستان یک موجود فضایی که به زمین سفر میکند. اما کسی که به این گونه اعتبار و عمق بخشید، هربرت جورج ولز بود که به او لقب پدر ژانر علمی تخیلی داده شده. او خالق موتیفهایی مثل ماشین زمان و دانشمندان دیوانه است که هنوز از آنها استفاده میشود و محبوبیت دارند. آسیموف، ری بردبری و آرتور سی. کلارک از بزرگترین نویسندگان این ژانر در قرن بیستم بودند.
«دنیای قشنگ نو» نوشتهی آلدوس هاکسلی، «تلماسه» اثر فرانک هربرت و «سولاریس» به قلم استانیسلاو لم چند نمونه از شاخصترین رمانهای علمی تخیلی قرن اخیر هستند.
داستان این رمانها اغلب در زمانی مبهم مانند آینده یا گذشته میگذرند و مکانی غیرمعمول مثل سیارهای دیگر دارند. مفاهیم تخیلی مرتبط با تکنولوژیهای ناشناخته از اصلیترین ویژگیهای کتاب های این ژانر است.
چند نمونه از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- خط زمان، نوشتهی مایکل کرایتون
- پارک ژوراسیک، نوشتهی مایکل کرایتون
- مجموعهی ادیسه، نوشتهی آرتور سی.کلارک


