ژانر ترسناک یکی از قدیمیترین ژانرهای ادبی است. این داستانها ریشه در کتاب مقدس و افسانههای مذهبی و زندگی و مجازات پس از مرگ داشتند. قصههای ترسناک قدیمی معمولاً متشکل از کاراکترهایی مثل ساحرهها، شیاطین، خونآشامها و ارواح بود و ماجراهایی هولناک و رعبآور حول آنها شکل میگرفت. منتقدین اولین داستان ترسناک مدرن را «فرانکنشتاین» مری شلی میدانند. داستانی که از یکسو به این ژانر هویت و ارزش بخشید و از سوی دیگر عنصر ترسناک جدیدی را به آن اضافه کرد؛ این بار قاتل نه روحی شریر و فراانسانی که هیولایی ساخت بشر بود که میتوانست همهچیز حتی خالقش را از بین ببرد. موتیفی درخشان که هنوز هم در ژانر تکرار میشود.
در تمام خطوط رمانهای ژانر ترسناک با اتفاقاتی وحشت برانگیز مواجه هستیم. فضای داستان، ما را منقلب میکند و در عین حال حاضر به کنار گذاشتن کتاب نخواهیم بود.
ادگار آلنپو هم از مهمترین نویسندگان داستانهای ترسناک در قرن نوزدهم بود که باعث رواج و محبوبیت این ژانر شد. با ظهور و فراگیرشدن روانشناسی در قرن بیستم، یک زیرژانر مهم به آن اضافه شد؛ ژانر ترسناک روانشناختی که استفن کینگ از نویسندگان سرآمد آن است.
«بچه رزماری» اثر آیرا لوین، «درخشش» نوشتهی استفن کینگ، «دراکولا» اثر برام استوکر و «جعبه پرنده» به قلم جاش ملمرن از مشهورترین داستانهای ترسناک چند دهه اخیر هستند که از روی آنها اقتباسهای سینمایی موفقی نیز صورت گرفته است.
چند نمونه دیگر از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- فرانکنشتاین، مری شلی
- آن، نوشتهی استیون کینگ
- سختتر شدن اوضاع، نوشتهی هنری جیمز

