ژانر جنایی پلات ثابتی دارد: جنایتی رخ میدهد و کسی تلاش میکند تا پرده از راز آن بردارد. معمولاً این فرد کارآگاه یا مأمور پلیسی وظیفهشناس است که به هر دری میزند تا مجرم را دستگیر کند. اما گاهی ممکن است قهرمان داستان بهجای پلیس، وکیل یا نیروی امنیتی و اطلاعاتی باشد. تعلیق و معما عناصر اصلی این ژانر محسوب میشوند. سر آرتور کانن دویل با خلق شخصیت شرلوک هلمز و آگاتا کریستی با هرکول پوآرو و خانم مارپل از سرآمدان داستانهای پلیسی و جنایی بودند.
البته کارآگاههای این ژانر، همیشه پلیسهایی آرام و زیرک و نکتهبین و مؤدب نیستند. تیپ دیگری هم هست که بیشتر در داستانهای آمریکایی رایج است؛ کارآگاههای خصوصی کلهشق و خشن و بددهنی که هیچچیز جلودارشان نیست و از کتککاری و زیر پا گذاشتن قانون هم ابایی ندارند. فیلیپ مارلوی ریموند چندلر، از شاخصترین کارآگاههای این سبک است.
«خواب گران» نوشتهی ریموند چندلر، «شاهین مالت» به نویسندگی دشیل همت و «پستچی همیشه دوبار زنگ میزند» اثر جیمز کین از بهترینهای این ژانر در قرن بیستم بودند.
رمانهای این ژانر به جرم و جنایت، جستوجو کردن دربارهی عوامل آن و پیدا کردنشان میپردازد. شاید سریالهای زیادی دیده باشیم که برگرفته از رمانهای این ژانر باشند. در این صورت، احتمالا طرفدار جدی این ژانر هستیم.
چند نمونه دیگر از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- شرلوک هولمز، نوشتهی آرتور دویل
- قتل در قطار سریع السیر شرق، نوشتهی آگاتا کریستی
- فیل در تاریکی، نوشتهی قاسم هاشمی نژاد


