ژانر طنز یا کمدی قدمتی طولانی دارد و آغازش به تقریباً ۲۵۰۰ سال پیش و دموکراسی یونان بازمیگردد. ارسطو در بوطیقا به چهار ژانر اصلی ادبیات اشاره میکند که عبارتاند از تراژدی، کمدی، شعر تغزلی و حماسی. بنیانگذار این ژانر هم آریستوفان، مهمترین کمدینویس عصر طلایی نمایشهای یونانی بود. بعد از افول یونان، ژانر کمدی هم به محاق رفت و تا قرنها تقبیح یا نادیده گرفته شد. از قرن شانزدهم و با نمایشنامههای شکسپیر دوباره کمدی احیا شد و موردتوجه قرار گرفت، گرچه همچنان زیر سایه تراژدی بود و به چشم سرگرمی به آن نگاه میشد. در سده اخیر این ژانر دوباره کشف شد و به متن آمد و ارجوقرب زیادی پیدا کرد. مخصوصاً بعد از ظهور جنبشهای آوانگارد، کمدی هویت جدیدی یافت. تا حدی که خیلی از نویسندگان فیلسوف و اندیشمند، این ژانر را برای بیان ایدههایشان کاملاً ایدئال یافتهاند؛ مثل ژان پل سارتر و آلن بدیو.
«تریسترام شندی» لارنس استرن، «سیمای زنی در میان جمع» از هاینریش بل و «آبلوموف» ایوان گنجاروف از داستانهای طنز مهم و جریانساز تاریخ هستند.

