داستانهای پر از هیجان، زد و خورد، تعقیبوگریز و تعلیق عموماً در ژانر تریلر میگنجند. درواقع میتوان گفت خطر عنصر محوری این داستانهاست و قهرمان رمان خواسته و ناخواسته وارد ماجرایی خطرناک میشود. خیلی وقتها این قهرمانان شخصیتهایی عادی هستند که در مهلکه گیر میافتند و به هر نحوی باید خود یا دیگری را نجات دهند. تریلرها میتوانند جاسوسی، جنگی، تاریخی، اکشن، پلیسی، سیاسی، روانشناختی یا حتی عاشقانه باشند. در این ژانر یک تیپ ثابت و مهم دیگر هم هست؛ شخصیت شرور و ضدقهرمانی که توان انجام هر کاری را دارد. تریلر اساساً ژانری خیلی قدیمی نیست و بیشتر محصول خشونت و جنگهای قرن بیستم است. اما برخی منتقدان معتقدند «کنت مونت کریستو» اثر الکساندر دوما که در قرن نوزدهم نوشته شده نوعی تریلر انتقامی بود.
ایان فلمینگ یکی از بهترین نویسندگان این ژانر بود و مجموعهی «جیمز باند» او از معروفترین نمونههای داستانهای تریلر جاسوسی محسوب میشود. «دختر گمشده» گیلین فلین و «دختری با نشان اژدها» نوشتهی استیگ لارسن از شناختهشدهترین رمانهای تریلر چند سال اخیر دنیا هستند.
این گونهی رمان مخاطب را دچار احساساتی از جنس هیجان و تعلیق میکند. خواننده اقدام به پیش بینی میکند اما اغلب ناموفق خواهد بود و دچار اضطراب و شگفت زدگی میشود. پلات این رمانها پیچ و تابهای هیجان انگیزی دارند که ابزار نویسنده برای ایجاد تعلیق در رمان است.
چند نمونه از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- من خوب من بد، نوشتهی الی لند
- زمان اشتباه مکان اشتباه، نوشتهی جیلیان مک آلیستر
- هیچ چیز جاودانه نیست، نوشتهی سیدنی شلدون
- بوسهی خداحافظی با مادر، نوشتهی جوی فیلدینگ

